تبلیغات
ورامین - فرهنگ و اندیشه - اهداف و مفاهیم تعلیم و تربیت

اهداف و مفاهیم تعلیم و تربیت

تاریخ:پنجشنبه 4 شهریور 1395-11:46 ق.ظ

مفهوم تربیت وسیع‌تر از تعلیم است، تعلیم تنها اختصاص به موجودی دارد كه دارای درك و شعور باشد و بتواند علمی را فرا بگیرد اما تربیت حتی در مورد موجودات بدون شعور نیز صادق می‌باشد.


مفهوم تربیت وسیع‌تر از تعلیم است، تعلیم تنها اختصاص به موجودی دارد كه دارای درك و شعور باشد و بتواند علمی را فرا بگیرد اما تربیت حتی در مورد موجودات بدون شعور نیز صادق می‌باشد.

نوشته: جعفر حاجی کریم نظری

------------------------------------------------------

تعلیم و تربیت از جمله دغدغه‌های مشترك جوامع انسانی است كشورها و ملت‌ها براساس طرز فكر و مكتب فلسفی و سیاسی خود، مقاصد تربیتی خود را تعریف می‌كنند و این در سبك و روش به تفاوت در اهداف تربیتی می‌انجامد. برای شروع هر كاری باید مقاصد و اهداف آن عمل معین و روشن باشد تا برای تحقق آرمان‌های مورد نظر از بهترین روش‌ها و وسایل استفاده گردد.

آموزش و پرورش نیز چنین است برای این كه معلم و مربی تعلیم و تربیت را آغاز نمایند در ابتدا بایسته است هدف از تعلیم و تربیت برای آنان مشخص باشد و بدانند كه چگونه انسانها را تربیت كنند و در این صورت چه تغییراتی باید حاصل گردد تا با طرح‌ریزی و روش به اجرا بپردازند.

مقصد و هدف انسانها را برای نیل به آرمان‌ها به تكاپو و تلاش وادار می‌سازد و محرك و مشوق بشر در فعالیت و راهنمای او رد انتخاب مسیر و حركت می‌باشد.پس اقدام بدون غرض خاص به نتیجه نخواهد رسید و تعیین هدف در ابتدای تعلیم و تربیت انسان را در انتخاب جهت حركت و روش‌های رسیدن به مقصود یاری می‌نماید. لذا نخستین ضرورت توجه به اهداف آموزش و پرورش است. كه در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت.

منظور ما در این سطور روشن شدن مقاصد بلند آموزش و پرورش اسلامی می‌باشد. به عقیده ما باید نگرش اساسی و نوین با اسلوب و روش صحیح‌تر بر مبنای تعلیم و تربیت اسلامی در كیفیت نظام آموزشی كشور اسلامی‌مان صورت گیرد. در این مقاله در نظر داریم دیدگاه‌ها و نظرات عمیق اسلام را در رابطه با مسایل مربوط به تعلیم و تربیت به بررسی بپردازیم تا ان‌شاءالله با كوشش و تلاش بیشتر به آموزش و پرورش اهمیت و دقت بیشتر دهیم و براساس برنامه‌های آموزشی اسلام «نسل نو» را متعهد، بیدار، مومن و تربیت یافته در بستر نظام فرهنگی اسلامی تحویل جامعه دهیم و بدان امید كه در آینده معیارها و مقیاس‌های اسلامی، غنی‌ترین معنای نظام آموزش و پرورش قرار گیرد.

محورهای اصلی بحث ما را در زمینه تعلیم و تربیت، عناوین و موضوعات ذیل تشكیل خواهند داد:

1- مفهوم تعلیم و تربیت

2- اهمیت و ضرورت تعلیم و تربیت

3- هدف تعلیم و تربیت

4- ویژگی‌ها و امتیازات تعلیم و تربیت اسلامی

5- روش تعلیم و تربیت

مفهوم تعلیم و تربیت: در مفهوم و تعریف تعلیم و تربیت، وحدت و اتفاق نظر وجود ندارد بلكه تعریف‌های متعدد و گوناگونی برحسب نوع اندیشه ارایه شده كه یقیناً نظریات و دیدگاه‌های مشخص تعریف كنندگان نیز در تعدد این مفاهیم بی‌بهره نبوده است، بدین لحاظ نمی‌توان تعریف كامل (جامع و مانع) از آن عرضه نمود اما اجمالاً به بعضی از تعاریف صاحب‌نظران در این زمینه اشاره می‌كنیم.

الف) عده‌ای گفته‌اند تعلیم و تربیت عبارت است از انتقال معلومات و مهارت‌ها. (اصول تعلیم و تربیت، صفحه 123)

مطابق این تعریف معلم و مربی وظیفه‌اش این است كه معلومات و مهارتهای لازم را به افراد منتقل نماید.

ب) برخی می‌گویند: «تعلیم و تربیت یعنی ایجاد زمینه و محیط مساعد برای ارضای رغبت‌های فردی.»

ج) بعضی از دانشمندان تعلیم و تربیت را آماده كردن فرد برای زندگی در اجتماع معین تعریف كرده‌اند.

د) جان دیویی فیلسوف آمریكایی گفته است: تعلیم و تربیت یعنی تجدید‌نظر در تجربیات و تشكیل مجدد آن به طوری كه موجبات رشد بیشتری را فراهم نماید. (دموكراسی تعلیم و تربیت، صفحه 89)

ﻫ) پاره‌ای از بزرگان نیز آورده‌اند؛ تعلیم و تربیت یعنی پرورش و رشد قوای ذهنی مانند قوه ادراك، حافظه، تخیل، تداعی، معانی، یادآوری، دقت، اراده و تعقل. (اصول تعلیم و تربیت، دكتر شریعتمداری، صفحه 63) به نظر این دسته هدف آموزش و پرورش ایجاد قوای مخصوص برای انجام امور است.

و) عده‌ای از مربیان، تعلیم و تربیت را به معنای رشد قوه قضاوت صحیح گرفته‌اند. (تربیت از دیدگاه اسلام، صفحه 49)

ز) برخی‌ها نیز تعلیم و تربیت را آشكار ساختن استعدادها، فعلیت و بروز دادن قوای نهفته در انسان می‌دانند.

تعاریف فوق دارای مفهوم كامل به معنای كلمه نیست و هر كدام به نحوی دارای نقص می‌باشد. تعریف نخست می‌گوید؛ تعلیم و تربیت انتقال معلومات و مهارت‌ها است در حالی كه یك مربی و معلم مسؤول، تنها وظیفه انتقال آن را به متعلم ندارد و هرگز رسالت او محدود به این چارچوب نیست. نباید رسالت تعالیم و تربیت را خلاصه در انتقال یكسری فرمول‌ها و معلومات بدانیم بلكه وظیفه معلم و مربی علاوه بر آنها توجه به نیازهای دیگر متربیان، مثل پرورش دادن جنبه‌های عقلانی، عاطفی، اجتماعی، مدنی و شرایط محیطی می‌باشد.

در تعریف دوم، تعلیم و تربیت را عبارت از ایجاد زمینه و محیط مساعد برای ارضای رغبت‌های فرد می‌داند در این تعریف امیال و رغبت‌های متعلم و متربی مورد توجه است و هرگز به آموزش و پرورش به عنوان یك اصل در جامعه توجه نكرده است و در واقع جامعه فدای فرد شده است و شرایط فقط برای ارضای فرد مهیا می‌گردد تا تمام خواسته‌هایش فراهم شود و حال این كه بزرگترین مصیبت و گرفتاریهای جامعه در طول تاریخ همین مطلب بوده و هست. اعتقاد ما بر این است كه در جامعه بشری خواسته‌های پسندیده و پاكیزه باید ارضا شود و بقیه كنترل و یا حذف گردند. همچنین اگر تعریف سوم را مورد بررسی قرار دهیم نقص‌های آن آشكار می‌شود، چرا كه هدف تعلیم و تربیت در این عنوان، جامعه معین است و بر حسب نظریه خود عمل می‌كند. و كمال و سعادت متربی (فرد مورد تربیت) در جامعه از نظر دور داشته شده است.

در هر جامعه، مرحله اول آموزش شخص متعلم و پرورش استعدادهای گوناگون او مورد توجه است چون ساختن افراد سازندگی جامعه را به همراه دارد.

تفاوت تعلیم با تربیت: نكته‌ای كه توجه به آن ضروری به نظر می‌آید این است كه اساساً تعلیم و تربیت را نمی‌توان به عنوان دو واژه مترادف تلقی نمود كه از تمامی جهات در مفهوم و مدلول خود كاملا مساوی باشند یعنی این دو واژه طوری نیستند كه هر كدام از آنها بر مفهومی دلالت كند كه دیگری نیز به همان مفهوم دلالت را داشته باشد، بلكه این دو كلمه از لحاظی با هم مرتبط و در مواردی با هم متفاوتند. مثلاً از نظر وسعت معنا با هم تفاوت فراوان دارند چرا كه تربیت دارای معنای گسترده می‌باشد و حال این كه واژه تعلیم از حیث مفهوم، جزو وسیله‌ای از ابزار تربیت است.

در كتاب تعلیم و تربیت اسلامی هر كدام را جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهد:

1- تربیت عبارت است از فراهم كردن زمینه‌ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب.

2- تعلیم عبارت است از فراهم كردن زمینه‌ها و عوامل برای این كه متعلم دانشی را فرا گیرد. (تعلیم و تربیت اسلامی، محسن شكوهی، صفحه 5-4)

تعریف فوق نسبت به تربیت حاوی نكات مهمی است. نخست، عبارت «فراهم كردن زمینه‌ها و عوامل» حاكی از این است كه مربی زمینه رشد و شكوفایی استعدادهای متربی را فراهم می‌نماید و این متربی است كه باید جدی و فعال در جهت مطلوب سیر كند و دوم این كه تعریف بیانگر این حقیقت است كه انسان دارای استعداد خدادادی است كه تا تحت تربیت قرار نگیرد رشد نخواهد كرد.

به راستی كه بشر همانند معدن‌های طلا و نقره است و تنها در پرتو تربیت است كه می‌توان این معادن گران‌قیمت را مورد بهره‌برداری قرار داد و استعدادهای او را شكوفا ساخت. «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه» و ثالثاً عبارت در «جهت مطلوب» بیان‌گر این است كه تربیت دارای هدف و مقصد است یعنی یك عمل تصادفی و غیر عمدی نیست.

تفاوت تعلیم و تربیت: نخست، مفهوم تربت وسیع‌تر از تعلیم است، تعلیم تنها اختصاص به موجودی دارد كه دارای درك و شعور باشد و بتواند علمی را فرا بگیرد اما تربیت حتی در مورد موجودات بدون شعور نیز صادق می‌باشد.

دوم؛ هدف تربت نیز گسترده‌تر از اهداف تعلیم است چرا كه به وسیله پرورش می‌توان تمامی استعدادهای جسمانی، روحانی، عقلی، دینی و عاطفی انسان را رشد و ترقی داد كه البته این رشد قوای گوناگون و برانگیختن استعدادها با كوشش و تلاش خود متربی توام می‌گردد. یعنی قوای نهفته در وجود بشر و كیفیت كاربرد آنها در سایه اعمال متربی و تحت نظارت مربی شكوفا می‌شود.

اما تعلیم با مفهوم محدود آن تنها به افزایش معلومات ذهن متعلم كمك می‌كند و آموزش فقط این نقش را به عهده دارد كه با انتقال و تلقین معلومات اذهان متعلمین را با یك سلسله فرمول‌ها و كارآیی مجهز سازد در حالی كه تربیت، متربی را وادار می‌سازد تا شخصاً عمل كند و برای حل مشكلات بیندیشد.

سوم اینكه؛ تعلیم فقط جنبه ذهنی دارد و كم هستند كسانی كه علم و آگاهی نسبت به بسیاری از مسایل دارند اما به هیچ كدام عمل نمی‌كنند و صرفاً با آموزشی كه دیده‌اند یكسری معلومات در مغز آنان جمع شده و راه‌هایی را به دست آورده‌اند كه آنها را تربیت می‌نامند.

در واقع تربیت نیروی فكری را پرورش می‌دهد و انسان را به سوی استقلال رهنمون می‌كند و قوه ابتكار و خلاقیت را زنده می كند و بایسته است اضافه نمود كه تربیت حتی شامل پرورش جنبه‌های بدنی و جسمی نیز می‌شود.

با توجه به همه آن چه اشاره گردید چنین نتیجه می‌گیریم كه وظیفه تعلیم در مجهز ساختن ذهن شاگردان با معلومات و معارف مختلف محدود می‌باشد و معلم در مسیر انجام وظیفه تعلیم سعی می‌كند فقط اذهان شاگردان را با آنها پر نماید.

اما پرورش و تربیت عنایت خود را به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادهای متنوع خدادادی شاگرد متوجه می‌سازد و به انسان آمادگی می‌دهد تا در شئون مختلف زندگی و در برابر موقعیت‌های گوناگون وارد عمل شود به عبارت دیگر در محیط تعلیم كشف و مناقشه و بررسی از آن معلم است و در محیط تربیت خود متربی به كشف و بررسی می‌پردازد. و مربی سعی دارد تا راه را برای رشد و شكوفایی انسان باز نماید و برای كاوش مجهز سازد. برای روشن شدن تفاوت تربیت و تعلیم به سخنی از «ویلیام جیمز» اشاره می‌كنیم؛ تربیت عبارت است از «تنظیم قوای بشری كه حسن رفتار او را در جنبه‌های مادی و معنوی زندگی ضمانت می‌كند ولی تعلیم به معارفی محدود می‌گردد كه معلم آن را به شاگردان القا می‌كند.» لكن معارف و معلومات نمی‌تواند همیشه به عنوان یك عامل نیرومند و موثری برای عمل و رفتار باشد. آن‌گاه معلومات انسان می‌تواند سازنده و سامان بخش باشد كه در زندگانی و طرز رفتار او مورد استفاده قرار گیرد.

پس این نكته را نباید از نظر دور داشت كه هر چند تفاوت‌هایی فراوان بین دو واژه تربیت و تعلیم وجود دارد ولی در عین حال این دو كلمه ارتباط نزدیك و تنگاتنگی با یكدیگر دارند.


"استفاده از مطلب با درج منبع بلا مانع است"



http://www.nashrenazari.com


مقالات مرتبط



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo